*** سانس ۱- ساعت ١٩:۴٣ شام وارد اتاق میشه- ساعت ١٩:۴٨ ته ماهیتابه برق میزنه از تمیزی و سفیدی! این شرح حال هر شب ماست!  از بس شام ها وضعشون داغون شده، کسی رزرو نمیکنه؛ هر شب نوبت یه نفره! به جز من :))) (البته منم شنبه ها باید شام درست کنم که هر هفته میپیچونم! شما که غریبه نیستید... توی این سه سال فقط یک بار شام درست کردم! خخخ) البته مجازات هایی برای بنده در نظر گرفته شده! از جمله جارو کردن اتاق! شستن ظرفا (خدا میدونه چقدر قاشق چنگال از سلف بلند کردیم آوردیم که هر چی میشورم و ول  میکنم توی آشپزخونه برای مستحقا بازم تموم نمیشه :دی)*** سانس ٢ - ساعت ۲۱:۵۱ شام وارد اتاق میشه- ساعت ۲۱:۵۶ دقیقه شام تموم میشه! و بچه ها عاروقشون رو هم میزنن :) (روم به دیوار البته!)همیشه دعوا داریم! یکی نون رو میکنه و میندازه کف ماهیتابه و یه مشت گنده جمع میکنه میبره تو دهنش :)‌ در همین حین لقمه بعدی رو داره آماده میکنه!- بعد اون یکی می گه: چرا عین فلس*٫#$%طین  داری میای جلو؟! جلو خودتو بخور!- سومی میگه: فل+#@$%سطین چیه؟ مثل عسرررررراعیل داره میاد جلو ...  اینجام عیراااااااااااانه !!! :) بسته ناموصن !!!- چهارمی: پیاز منو نخور دیگه!- اولی: بزرگی گفتن، کوچیکی گفتن !!!- چهارمی: نه این عدله؟ انصافه؟- سومی: نوشابه رو بریزین! صاااااقی کیه؟- دومی: بدین معلوم !!!- من: نههههه !!! من هُل میشم! هیچی هم به خودم نمیرسه! تا میام یه جرعه بخورم میگید پرش کن!- سومی: عاقو بدش خودُم میریزم .... به این و اینم نَمیدَم!- پنجمی: مسلمون نیستید! بابا شما رو پای منم حساب کردید! هیجی برام نذاشتید؟!- سومی: میخواستی زودتر بیوی .......# بعدا بیشتر از شام هامون براتون میگم؛ «ادامه دارد» ...