امشب به زور دست منو گرفتم که باید بیای باشگاه :) حالا هی از من انکار که "ورزش دشمن سلامتیه!" و از اونا اصرار که پاشو بیا.آخرشم گفتم به شرطی میام که کاری باعام نداشته باشین. فقط نگاه میکنم :)))هیچی ما رو فرستادن باشگاه و خودشون رفتن اسپیکر بیارن. منم تنهایی رفتم سمت باشگاه و نزدیکاش که رسیدم دیدم داخل بدنم داره آشوب به پا میشه (حسی که معمولا قبلا امتحانا به همون دست میده)هیچی منصرف شدم برگشتم ... توی مسیر منو دیدن! گفتن: چرا برگشتی؟گفتم: ناموصا نمی تونم! هر طوری بود به زور منو بردن با خودشونحالا هر کی داره گوشه یه ورزشی میکنه منم نشستم روی صندلی و نگاهشون میکنم. یعنی یک ساعت و شصت دقیقه نگاهشون کردم :)) هر کی میومد یه نگاه میکرد به من که گرم کن و شلوار پوشیدم و نشستم بقیه رو نگاه میکنم و یه "خسته نباشید" میگفت می رفت.بعضیام که آشنا بودن میگفتن : "علی بگووو ..."منم میگفتم: "علی" میگفتن: "پاشو بیا تو میدون!"- نه مرسی! من همینجوریش دارم نگاه میکنم عرق میریزم! شمابه کارتون برسید. از پشت هواتونو دارم :)امشب تونستم با آرزوی دیرینم برسم و به چند نفر بگم "داداچ داری اشتباه میزنی"! انشالله همین فرمون برم جلو یه چیزی میشم :)