آقا ما چپ و راست میریم برای این که دلمون رو خوش کنن میگن ادبیاتیا نسبت به بقیه گرایش ها باسوادترن و رشته تون آینده خوبی داره و ... ولی «شما که غریبه نیستید» :) داشتم توی کلیپام و آهنگام میگشتم و به صورت رندوم بعضیاشون رو پلی می کردم و هی میگفتم اووووففففف من چرا این همه آهنگ و کلیپ توی سیستمم هست و هیچ کدومشونو گوش ندادم؟! [خب جواب مسلم و قطعیش هم توی «خستگیم» نهفته ست :دی یعنی هر آهنگ رو پلی کردم دیگه باید تا وقتی که لپ تاپم رو خاموش میکنم همینجوری بخونه حتی اگه حالم ازش بهم بخوره ...]...همینجوری داشتم میگشتم و میکشتم تا اینکه رسیدم به آهنگ «فردا»ی هوشمند عقیلی و گفتم یه سرچی راجع بهش بکنم. حالا از محل تولد و ایناش اگه بگذریم دریافتم که ایشون «ادبیات انگلیسی» خوندن! همینجوری که داشتم آهنگ رو گوش میدادم باز ذهن آشفته و متزلزلم سُر خورد به قبل ترها و یادم اومد که مرحوم «نادر ابراهیمی» (خالق "یک عاشقانه ی آرام") هم، هم رشته ما تشریف داشتن. حالا بماند که هوشنگ مرادی کرمانی (خالق قصه های مجید) هم کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در کارنامه خودشون دارن یا خانم پوپک صابری فومنی (دختر مرحوم کیومرث صابری فومنی، "گل آقا) که ایشون هم کارشناسی زبان انگلیسی دارند و خیلیای دیگه که الان حافظم یاری نمی کنه :)  اینجاست باید بگیم توی ایران مدرک تحصیلی و رشته دانشگاهی هیچ ارتباطی با شغل آینده ندارد :)# الان دقیقا نمی دونم چی شد که خواستم این اطلاعات رو با شما اشتراک بزارم که مطمئنا به هیچ دردی تون نمیخوره منتها بیکاریه و هزار خبط و خطا * * * * *البته الان که دارم فکر می کنم (قبلا فکر نمی کردم) خیلیا سر جاشون نیستن! یعنی هستن ولی نیستن. رشته تحصیلی شون با کار و موقعیت امروزشون هم خونی نداره. مثلن جناب دکتر "شهاب اناری" که اگه کنکوری بوده باشید و دنبال درصد بالای زبان مطمئنا اسمش رو شنیدید، در مقطع دکترای حرفه ای پزشکی درس خوندن ! یا دکتر "هامون سبطی"، مدیر مسئول نشر دریافت که بازم کتاب های ادبیاتشون برای کنکوری ها باید آشنا باشه که ایشون هم ایضا دکترای حرفه ای پزشک دارند و یا دکتر "مهدی آرام فر" مدیر مسئول نشر تخته سیاه که کتاب زیستشون معرف حضور هستش و ایضا ایضا پزشکی خوندن و برادران نصری "ابوذر + کمیل" که مدیر مسئول نشر خیلی سبز هستن و کتاب های زیستشون رو تجربیا خوندن مطمئنا که بازم جفتشون دکتر هستند یا اگه بخوایم بریم سراغ نمونه های کلاسیک میرسیم به "دکتر قاسم غنی" که همراه با مرحوم قزوینی معروف ترین تصحیح از رباعیات خواجه شیراز جناب حافظ خودمون رو منتشر کردن یا "دکتر محمد قریب" بنیانگزار طب اطفال در ایران که اگه اشتباه نکنم تصحیح منطق الطیر عطار رو ازشون دیدم یا یه پزشک دیگه که یکی از نسخ معتبر و قدیمی رباعیات خیام رو اگه اشتباه نکنم با همکاری استاد بهزاد منتشر کرده بودن که بعد از انقلاب توسط مستخدم منزلشون به قتل رسیدن (اگه اشتباه نکنیم پزشک شهر**بانی بودن) و ......الان واقعا گیج شدم :| یعنی ممکنه من جایی ایستادم که مال یکی دیگه ست؟! یا قراره همین جا بمونم و ... میگم فردا من به سرم نزنه برم به تلافی این کار یه مطب قلابی بزنم و ملت رو سر کیسه کنم؟ اگه کسی رو دیدین توی تلویزیون فکر نکنید منما ... ای بابااااا ... من چرا جدیدا اینقدر بی در و پیکر شدم؟! چرا اینهمه سوالای مزخرف به ذهنم میرسه؟! چرا اینقدر دری وری میگم؟! چرا هیچ کدوم از کارام رو نمی تونم کامل تموم کنم و برم سراغ یه کار دیگه؟ چرا ... چرا ... چرا ... :| ** راستی این آهنگ رو می تونید از اینجا دانلود کنید. شاید شما هم منتظر کسی باشید که "قراره فردا بیاد ..." :) البته به دلیل پخش این کلیپ از یکی از شبکه های بیگانه و نشون دادن آلات لهو و لعب و طرب (سازهای کزایی که بلاشک موجب از راه به در شدنتون میشه) و اینکه نوازندگان محترم لیدی تشریف داشتن و پوشش مناسب نداشتن و اینجا هم قطعا اگه می دیدین گمراه میشدین کلیپ رو به فایل MP3 تبدیل کردم تا خدایی نکرده نزنید جاده خاکی :) (اصلن هم سیاست های ۳دا و ۳۰ما مبنی بر آلرژی به این سازها و اون خانم ها اجرا نکردم!ً ) بالاخره مامان باباهاتون شما رو به من سپردن! فردا جوابشون رو چی بدم اگه چشم و گوشتون باز شد؟!بعدا نوشت: احمد کریمی حکاک هم یکی از کساییه که از ادبیات انگلیسی خونده :)