امشب نمی دونم یهو چطور شد که هم اتاقیای بنده دست به ایده ی نویی زدن تا دلِ دانشجویانِ بدبخت و غربتی رو خنک کنن و کمی تا اندکی از درجه Homesick یت آنها بکاهند. به این صورت که رفتن وسط راهرو و انگار ترمیناله (فارسیش میشه "پایانه" :) ) و شروع کردن به داد زدن! آقا بدو حرکته ... اصفهااان ۳ نفر ... البته من دیر رسیدم و قسمت های آخر این غائله رو تونستم ضبط کنم چون با اومدن مسئول شب غائله ختم به خیر شد.- خرم آباااااااد، خرم آباااااااااااااد ...- مسافران قم، اراک، بروجرد، کوهدشت ...- آمل، بابل، ساری، قائمشهر ...- اندیمشک، اهواز، بهبهان ...- مسافران بوشهر، برازجون، کازرون، عسلویه و اطراف عسلویه ...  - آقا یاسوج، گچساران، دهدشت ...- شیراز وی آی پی ... شیراز وی آی پی ...- گرگان، گنبد، کلاله ...- قزوین، قزوین .....- آشخااااانه بدو آغاااا ...- مسافرای ماهشهر جا نمونن ...- رشت، انزلی تک صندلی ...- مشهد اسکانیا مشهد ....-ارااک ارااک ارااک ... قُم قُم قُم ...- بندرِ بندرِ بندرِ بندرعباس ... بندرِ بندرِ بندرِ بندرعباس.... ** در مورد توالی این شهرهایی که اینجا اومده مطمئن نیستم و حتی ممکنه بعضی ها رو اشتباه نوشته باشمنکته جالبش اینجاست که اینایی که داد میزد خودشون مال هیچ کدوم این شهرا نبودن ...  خیلی از شهرایی هم که گفتن چون اسمشون برام نا آشنا بود توی ذهنم نموند! شما اگه گزینه پیشنهادی به ذهنتون میرسه بگید.می تونید این صداهای گوش خراش رو از اینجا بشنوید شامگاه ۱۲ م خرداد ماه ۱۳۹۵ - بلوک A خوابگاه برادران - اتاق ۳۱۰ (۴ روز مونده به آغاز امتحانات)پ. ن.: نتم ضعیفه و مجبور شدم دوباره بنویسم! اگه کمی کاستی اشتباهی توی متن دیدین به بزرگواری خودتون ببخشید! ناموسا دیگه حوصلم نداشتم از اول بنویسم!