گفته بودم که استاد فرانسه خانم هستند. یه خانم خیلی ریلکس و آروم و مهربون. و متاسفانه طبق یه قانون نانوشته خانما از اساتید خانم خوششون نمیاد! هر چند کلی طرف زنا و دختراست و میگه که درس بخونین که بتونین قانونا رو به نفع خودتون عوض کنین. بتونین کار کنین. بتونین مستقل باشین. امروز داشتن نصیحتمون میکردن. و راجع به تعاون و همکاری زن و شوهر توی کارا حرف میزدن که من گفتم: مرد ایده آل خانم ها گویا هنوز زاییده نشده. همه الان حداقلش منتظرن یه شوهر دکتر بیاد دنبالشون ... یهو استاد برگشت، گفت: شوهر من هم پزشک هست و لبخند ملیحی زد. یکی از خانما اومد صحبت کنه. گفت: دکترا خوب و بد دارن. ولی اکثرا بدن. بیشترشون هم دندون پزشک ها هستن! (این خانم عقده ای و غُرغُرو تشریف  دارن و تو آسمونا سیر میکنن. فلذا بنده از همین تریبون از خوانندگان عزیز و جامعه پزشکان سفیدپوش عذر میخوام). استاد خیلی شیک و مجلسی و در کمال آرامش فرمودن: شوهر من هم دندون پزشک هستن :) البته بحث هایی هم شد. یکی از آقایون کلاس شروع کردن به خطابه که من اجازه نمیدم به زنم که بره کار کنه. اوضاع جامعه خیلی خرابه و ... ! توی همه رشته ها از این بی منطقا زیاده ولی منتها توی رشته ما نمی دونم چرا ایشون اینجوری شدن؟! بگذریم که خود جناب هر دو هفته با یکی به سر میبرن. بعد سهم خودشون رو در خراب کردن جامعه و بروز این بی اعتمادی ها در نظر نمی گیرن. بماند که باز هم همون خانم وراج فرمودن: از کجا معلوم این آقا خودش فردا با منشیش نریزن رو هم و ...؟!  درسته خانما نباید ساکت باشن. ولی دیگه هر حرفی رو که نباید بزنن. اونم سر کلاس و در حضور استاد !!! اونم این خانم که به اصطلاح روشن فکرن و جوری به به و چه چه میکنن که انگار قراره قله های علمی کشور رو فتح کنن. من اگه به چند نفر امید داشته باشم برای موفقیت در زندگی آیندشون مسلما ایشون جزو اون نفرات نیست و نخواهد بود. اگه هم به جایی برسه با پول باباشه نه سعی و تلاش خودش. ایشون برن ظرفاشون رو بشورن بهتره به نظرم. (بانوان بزرگوار لطفا نسبت به این حقیر واکنش نشون ندید! من مظلومم !!!) جوری آرررررررررره و اِوااااااااااااااااااااااااا میگه انگار از کجا اومده ! یه جوری هم خودشون رو تحویل می گیرن انگار دختر خان تشریف دارن (البته تشریف دارن).