ترم چهار با با فرانسه ۱ شروع شد. البته دانشگاه از دهم فرموده بودن که تشریف بیارین برای برگزاری کلاس ها که بنده گفتم هیچکس حق نداره قبل از ۲۲ بهمن بره سر کلاس. که البته چندان هم موفق نبودم و سه خانم وجیهه محترمه تشریف میبرن و کل کلاس غیبت می خورن. (البته همه این آتیشا زیر سر یکی از آقایونه! نه اینکه خیلی منظم تشریف میارن سر کلاسا از ده بهمن می خواستن برن سر کلاس) حالا استادا هم سخت گیر و به هیچ وجه جلسه جبرانی برگزار نمی کنن. جالبی قضیه اینجاست که اون سه نفر از مطالبی که سر کلاس تدریس شده هیچی متوجه نشدن و حتی note هم برنداشتن. یکی از کورس هایی که باید پاس بشه برای دانشجوهای زبان و ادبیات انگلیسی کورس زبان دوم هستش (در مدت ۳ ترم و مجموعا ۹ واحد)‌ که معمولا آلمانی یا فرانسه در دانشگاه ها تدریس میشه. اولین جلسه کلاس فرانسه ما روز ۲۵ بهمن مصادف با ایام الله فرخنده ولنتاین (۱۴ فوریه) بود و از قضا روز ازدواج دانشجویی. همین که دخترای کوشا و درس خون ما (علی الخصوص اون سه نفر که خیلی مشتاق علم بودن) دیدن استاد ده دقیقه تاخیر داره گفتن کلاس رو تعطیل کنیم بریم و منم گفتم عمرا بزارم کلاس تعطیل بشه. که اینجای قضیه یخورده مورد داره چون بنده به انضمام بند و بساطم رو پرت کردن از کلاس بیرون. (از پشت همین تریبون میگم خدا به شووراشون رحم کنه!) خودشونم رفتن که به سرویس برسن. چند نفرم رفتن برای ازدواج دانشجویی (که پتو می دادن گویا!). آقا ما هم رفتیم آموزش که چارتا سوال آموزشی بپرسیم. یه خانوم اومد که دانشجوهای من نیومدن سر کلاس. منم از دهنم در رفت گفتم: چی تدریس می کنین حالا؟ گفت: فرانسه. "فرانسه رو که شنیدم برق از چشمام پرید.  سه تا دیگه از بچه ها توی آموزش بودن. من گفتم: ما شاگرداتون هستیم. گفت خُب بیاید سر کلاس. ما هم مثه بچه های خوب رفتیم سر کلاس و شروع شد بدبختی های ما. به چند نفر زنگ زدم. گتن ما رسیدیم خوایگاه و نمیایم. شما هم تلافی کردین! باشه! گفتم دست شما درد نکنه. شما باعث غیبت خوردن ما شدین ما هیچی نگفتیم حالا لااقل فحشمون ندید تشکر نمی کنید بابت اطلاع رسانی. نمی دونم چه اصراریه که فرانسوی ها e رو اُ (O) تلفظ کنن مگه اینکه اَکسان هایی بالای سرش بیاد و صداشو عوض که. و بقیه قواعدشون مثل اینکه کانسُن (همون Consonant خودمون؛صامت) های آخر کلمات خونده نمیشه، r رو غ باید بخونیم و ....استاد همینجور کلمات رو پای تخته می نوشت ما مشغول غرغره کردن کلمات توی دهنمون بودیم. مثلا garage (میشه گــَــغــَــژ) و ... تا اینکه استاد یه قانون جدید رو روی تخته نوشت در مورد فونتیک کلمات که اینجوری بود: (i(on  ... یکی از خانما پرانتز رو C خونده بود و میگفت استاد iconc چه صدایی میده؟ بچه های کلاس محو ایشون شده بودن که چطور در زبان فرانسه غرق شده  پنج دیقه بعد من پرسیدم استاد شما قبلا هم فرانسه می خوندین؟ همه غُر زدن که این چه سوال مزخرفیه که می پرسی. معلومه که می خونده. گفت: نه! و اینجا بود که عزیزان همکلاسی خورد شدن بعد استاد پرسید چرا این سوالو پرسید گفتم:آخه نیست امروزه همه شدن استاد زبان انگلیسی دیگه رفتن دنبال فرانسه و آلمانی. علی الخصوص خانوما که از روی چشم و هم چشمی و بخاطر اینکه دختر عمه بلقیس میره کلاس منم باید برم و از اینجور چیزا میرن. اینجای کار بود که که باز هم خانما من رو مورد تفقد قرار دادن  بعد میگن در حق خانوما اجحاف شده. بخدا اینا گودزیلان. من از ترسشون پشت سر استاد میرم توی کلاس.یکی دیگه از ویژگی های بارز استاد فرانسه اینه که هر جلسه میپرسن. از همه و حواسشون هم به همه چیز هست. از طرفی خانوم ها نمی دونم چرا با هر چی استاد زنه مشکل دارن؟ (واقعا چراااااااااااا ؟؟؟) کلی نصیحتشون (مون) میکنه ... کلی حرفای قشنگ میزنه ... نگین فرانسه سخته ... نگین نمی تونم ... شما اومدین که یاد بگیرین باید تلاش کنید و .... ؛ بعدش میگه خانم ... دخترم میشه فلان کلمه رو بخونی؟ دختر گل ایشون: اِییییییییییییی واااااااااااااااااااایییییییی ( کش دار خوانده شود) نمیشه استاااااااااااااااااااااااد !!! من نمی تونم !!!   ینی قشنگ استاد در این موقعیت به نظرم خورد میشه چرا که گفتن: نرود سیخ آهنین در سنگ !!!انشالله خاطرات جالب تر کلاس ها رو بعدا میزارم. فعلا که باید سخت درس بخوانم، شاید فرجی شد ...پ. ن.: تمام خاطرات ترم قبلم که توی گوشیم یادداشت کرده بود برای پایان ترم ۳ با فلش شدن گوشیم پرید! دارم سعی می کنم بعضیاشون رو به یاد بیارم و بنویسم. آخه حیفه.