این روزا اینقدر که با دیکشنری محشورم با هیچ کس دیگه ای رابطه ندارم. طوری شده که صفحه گوشیمو باز می کنم فورا میرم توی دیکشنری. اونم نه یکی، نه دوتا، سه تا !!! (وسواسم حدی داره) حالا اوج فاجعه اینه که اومدم یه نگاه به اخلاق بندازم که بعد از نیم ساعت خیره شدن به کتاب فهمیدم خستگی بهم غلبه کرده! چیزی هم نفهمیدم. سرمو آوردم پایین دیدم ای دل غافل دیکشنری رو باز کردم گذاشتم کنار کتاب اخلاق تا در صورت لزوم بهش مراجعه کنم. دارم دیوونه میشم! استادمون راست میگفت: ادبیات آدمو دیوونه میکنه، چون هر چی میخونی تمومی نداره! واقعا این ترم چی به سرم اومده؟ :-\ اون از تهمتا، این از مشکلاتی که توی فرجه ها برام پیش اومد و اینم از امتحاناتی که محض رضای خدا لای کتاب ها رو باز نکردم ببینم چی توش نوشته!