بنال ای نی که من غم دارم امشب / نه دلسوز و نه همدم دارم امشبدلم زخم است از دست غم یار / هم از غم چشم مرهم دارم امشبهمه چیزم زیادی میکند، حیف! / که یار از این میان کم دارم امشبچوعصری آمد از در ،گفتم ای دل / همه عیشی فراهم دارم امشبندانستم که بوم شام رنگین / به بام روز خرم دارم امشببرفت و کوره ام در سینه افروخت / ببین آه دمادم دارم امشببه دل جشن عروسی وعده کردم / ندانستم که ماتم دارم امشبدرآمد یار و گفتم دم گرفتی / دمم رفت و همه غم دارم امشببه امید اینکه گل تا صبحدم هست / به مژگان اشک شبنم دارم امشبمگر آبستن عیسی است طبعم / که در دل بار مریم دارم امشباگر روئین تنی باشم به همت / غمی همتای رستم دارم امشبغم دل با که گویم شهریارا / که محرومش زمحرم دارم امشب«شهریار»