واقعا خستم. از ساعت 8 دیشب تا الان بیدار بودم! صبح تا ساعت 9 سرجلسه امتحان که بدون هیچ اشتباهی قبول شدم و تا الان هم سر جلسه شهری بودم زیر آفتاب. فعلا حوصله شرح قصه نیست ولی از نامردی بیزارم ... آخه چرااااااااا؟!!!ادامه دارد ... (بعد از بیداری) بعدا نوشت:عرض شود حضور با سعادتتون که قرار بود ما امروز بیایم خبر خوشحال کننده گواهینامه دار شدنمون رو بدیم که نشد! دیشب بعد  از افطاری و تعقیبات (مخلفات بعدش) و فیلم و دور دور و  کلی کار دیگه ساعت 2:30 کتاب آئین نامه رو باز کردیم که بخونیم وخونده نخونده ساعت 7 صبح آموزشگاه بودم. غوغایی بودااااا ... همه جور آدم اومده  بود، از جماعت اناث و  ذکور و از اینایی که جنسیتشون  مشخص نیست نیازی به تحقیق و تفحص داره و چه و چه و چه! بعضیا هم جوری خفن تیپ زده بودن و یه چیزایی از خودشون آویزون کرده بودن انگار ... بگذریم.به عنوان گروه اول نشستیم سر جلسه و خدا رو شکر  و گوش شیطون و  ایادی استکبار کر بدون حتی یک غلط قبول شدیم و از ما اصرار که برم شهری و از اونا انکار تا اینکه اسمم رو نوشتن و گفتن 10:30 اینجا باش. من بیچاره هم 9 رفتم خونه و در عین خستگی نشستم تا 10:30 و رفتم آموزشگاه؛ از معطلیش که بگذریم ساعت 11:30 گفتن برین فلان جا برای آزمون که دیدیم  ای بابا چقد شلوغه. با زبون روزه و شروشر عرق ریزان نشستیم و خندیدیم و اینا تا 3 کارشناس محترم آزمونشون رو بگیرن. نوبت ما که شد آخرای وقت بود و  حوالی ساعت 1:30 که گفتن کارشناس ها 5 نفر شدن  و از قضا کاردکس ما افتاد دست یکی از عزیزان جدید اومده( از یکی دیگه از آموزشگاه ها اومده بودن برای جمع کردن آزمون) .خلاصه 4 نفر رو چپوندن توی پراید بیچاره و 30 متر اول نفر اول رو پیاده کرد (کسی که با اینکه از من کوچیکتره ولی بیشتر از  من پشت فرمون نشسته) و بعدش نوبت من بود که بریدگی رو دور زدم و  فرمودن بزن کنار و  خوش اومدین  و نفر  سوم هم 50 متر جلوتر (این دیگه خداییش خدای سابقه رانندگی بود) و چهارمی هم به  همین ترتیب! بعد از اینکه خودم رو رسوندم به اونجایی که به اصطلاح خط شروع بود کسی که آموزش عملی بهم میداد گفت چی کار کردی؟ و گفتم رد شدم  گفت:کارشناست کی بود ؟ گفتم: ..... گفت: این اصلا مال این آموزشگاه نیست و  آدم ناراحتیه چرا با این رفتی؟ با همین 3 تا کارشناس آموزشگاه خودمون میرفتی گفتم کاردکسم رو مسئول آموزشگاه داد دستش و مجبور شدم. گفت: خیره, ایشالا سری بعد قبولی. من بدبخت کلی کلاس فشرده در قالب mp3 رفتم آخرش هم در عرض 3 دقیقه مردود شدم. ولی از بقیه حداقل 10 15 دقیقه آزمون میگرفتن به اضافه پارک دوبل و دور زدن خیلی فرمونه و  دور زدن بدون فرمونه (!) .... میخواستم امروز با این نوید و  خبر خوش بیام و از خاطرات خوش آموزش عملیم بگم که نشد. ولی چند روز دیگه این خاطرات رو هم میزارم توی وبلاگ چون باید بمونه برای آیندگان  چقدر بنده خدا رو اذیت کردم. چقدر تو فکر سرعت رفتن بودن، اون جک و جونورای متحرک، سطلای زباله، تیرهای چراغ برق، عزیزان محترم عابر و  غیره و غیره. به اندازه 20 سال یه راننده ماشین سنگین خاطره کسب کردم. اگه یادم بمونه البته.راستی ... پیشاپیش عیدتون مبارک