منو جون پناه خودت کن بروبزار پای این آرزوم وایستمبه هرکی بهم گفت ازت رد شدهقسم میخورم من خودم خواستممنو جون پناه خودت کن برومن از زخم هایی که خوردم پرمتو باید از این پله بالا بری ، توبالا نری من زمین میخورم♫♫♫درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیمببین بعد یک عمر پرپر زدن،چه جای بدی عاشق هم شدیمبرای تو مردن شده آرزومیه حقی که من دارم از زندگینگاه کن تو این برزخ لعنتیچه مرگی طلب کارم از زندگیبه هرجا رسیدم به عشق تو بودکنار تو هرچی بگی داشتمببین پای تاوان عشقم به توعجب حسرتی تو دلم کاشتماگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی بروتو این نقطه از زندگی مرگ هم ، نمیتونه از من بگیره تورو♫♫♫ترانه سرا : روزبه بمانیفعلا فرصت و مجال و حال قال و مقال نیست؛ امتحانات شفاهی شروع شده؛ امروز با یه سری اتفاق خوب و بد به صورت همزمان برام اتفاق افتاد اما همونطور که گفتم وقتش رو ندارم که توضیح بدم؛ خیلی تاوان حرف نزدن هام رو دادم ... فعلا فرصت توضیح ندارم اما نمی دونم کاری که امروز کردم درست بود یا نه! اما به هر حال هیچ وقت فراموشش نمی کنم؛ شاید تلخ باشه و به روی خودم نیارم اما ...فردا امتحان دارم و فعلا چیزی هم نخوندم ...امتحان سخت خر است؛ استاد سخت گیر هم بالطبع ... نه!!! استاد سخت گیر باحال جیگر و به معنای کلی مشتی است ... و من الله التوفیق ...